الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
32
گفتمان مهدويت (فارسى)
از پيش معيّن شده بود و طبق آن پيش آمده باشد . نه اينكه مسأله امامت به تدريج در طول زمان پيش آمده است و سير تاريخ ضرورت آن را لازم كرده باشد . از بررسىهاى تاريخى به روشنى معلوم مىشود كه جريان فكرى اهل تسنن دربارهء خلافت در نتيجهء يك سلسله علل تاريخى به وجود آمده است و گرنه تفكّر شيعى دربارهء اصل امامت همانگونه كه بارها بيان شد از همان آغاز بعثت در نتيجهء دستور خدا و رهنمودهاى روشن پيامبر صلى الله عليه و آله پايه ريزى شده است . « بنابراين اين تفكّر شيعى بود كه تاريخ ساز شد نه اينكه تاريخ آن را ساخته است » . مخالفين تفكّر شيعى مىگويند : در اين باره رهنمودى از پيامبر صلى الله عليه و آله در كار نبود ، لذا پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله نگرانى و تشويشى كه مسلمانان را فرا گرفت موجب شد كه آنها شخصى را به عنوان خليفه تعيين كنند و اين كار در سقيفه پس از بحث و كنكاشهاى زيادى انجام گرفت كه نتيجهء آن اين شد كه ابوبكر به جانشينى پيامبر صلى الله عليه و آله انتخاب شد و پس از آن ابوبكر هم براى جلوگيرى از وقايع ناگوار و هرج و مرج در جامعه ، عمر را به جانشينى خود تعيين كرد و عمر هم يك شوراى شش نفرى را براى بعد از خود تعيين نمود ! كه در اين باره تصميم بگيرد . همه اين رويدادها علل خاصى داشت كه اغراض سياسى در رأس آنها بود . گرچه طرفداران اين ديدگاه سعى دارند اين رخداد مهم